قطب الدين الراوندي

690

سؤال و جواب فقهى ( فارسي )

اندازه‌اى مهم است كه سنىها چنانچه بخواهند بدانند كسى شيعه است يا سنّى او را با نماز ( مغرب ) و افطار امتحان مىكنند ( كه قبل از ذهاب حمره افطار مىكند و نماز مىخواند يا بعد از آن ) . در حالى كه تأخير نماز و افطار تا ذهاب حمره بر خلاف عقيده همه عالمان شيعه - تا زمان محقق و علامه حلى - است و فقيهان متأخر آن را به عنوان وقت مغرب - نه به عنوان علامت براى كسى كه در وقت مغرب شك دارد معتبر دانسته‌اند . چنانچه از عبارت كتاب مبسوط استفاده مىشود ، اين نظريه در زمان شيخ طوسى بسيار نادر بوده است . وى پس از بيان اين كه وقت مغرب هنگامى است كه قرص خورشيد پنهان شود ( نه رفتن حمرهء مشرقيه ) مىنويسد : برخى از علماى ما عبور حمره را معتبر مىدانند و اين قول به احتياط نزديك‌تر است ( مشخص است كه اين گونه تعبيرها تنها در مورد اقوال نادر به كار مىرود ) حتى خود وحيد بهبهانى نيز از كسانى است كه وقت مغرب را زمان ناپديد شدن قرص خورشيد مىداند و بى شك مقلدين او قبل از عبور حمره افطار كرده و نماز مىخوانده‌اند ( پس اين سيره كه بر عبور حمره استوار گشته ، پس از وفات ايشان شكل گرفته است ) . خلاصه اين كه ما نمىتوانيم سيرهء گذشتگان را بشناسيم مگر با استفاده از راهى كه شبيه استصحاب قهقرى ( و بى اعتبار ) است . اما سيره ديگرى بوده كه اتصال آن به زمان اصحاب پيامبر و ائمه عليهم السلام معلوم و قطعى است ، ولى تقريباً همزمان با پيدايش سيره مزبور ( تنجيس ملاقى متنجس ) از بين رفته و دقيقاً بر عكس اين سيره است ( اتصال به زمان معصوم ندارد ) و آن انفعال آب چاه است كه پيرامون آن همهء علما اتفاق نظر داشته‌اند و تنها اختلاف موجود در تعداد دلوهاى آبى بوده كه براى حيوانات مختلفى كه در چاه مىافتادند بايد از چاه